پرسش : زردتشتیان چگونه به شرک در خالقیّت مبتلا شده اند؟

پاسخ : «زردتشتیان» موجودات جهان را به دو گروه خوب و بد (خیر و شر) تقسیم کرده و براى هر گروه خالقى قائل شده اند؛ «یزدان» و«اهریمن» یا نور و ظلمت. دلیلشان این است که مخلوق خداوند سنخیّت با خود او دارد؛ بنابراین خداى خیر نمى تواند با خداى شرّ، یکى باشد؛ خداى خیر، خیر است و آفریدگار شر، شر. امّا حقیقت این است که در جهان هستى چیزى جز خیر وجود ندارد؛ و آنچه شر نامیده مى شود یا عدمى است یا جنبه نسبى دارد و یا ما جهل به فوائد آن داریم. 


اما پاسخ تفصیلی :

 شاید پیروان زردشت نخستین کسانى نباشند که در مساله خالقیّت، همتایى براى خدا قرار دادند؛ ولى لااقل از همه مشهورترند!آنها موجودات جهان را به دو گروه خوب و بد (خیر و شر) تقسیم کرده؛ و براى هر گروه خالقى قائل شده اند: یزدان و اهریمن یا نور و ظلمت. دلیلشان این است که مخلوق خداوند سنخیّت با خود او دارد؛ بنابراین خداى خیر، نمى تواند با خداى شرّ، یکى باشد؛ خداى خیر، خیر است و آفریدگار شر، شر.(1)

البتّه اگر موجودات جهان داراى چنین گروه بندى بودند؛ ممکن بود این استدلال صحیح به نظر برسد. امّا حقیقت این است که در جهان هستى چیزى جز خیر وجود ندارد؛ و آنچه شر نامیده مى شود یا عدمى است، یا جنبه نسبى دارد. مثلا مى گوییم: فقر شر است؛ در حالى که فقر چیزى جز نداشتن مایحتاج زندگى نمى باشد؛ و نداشتن یک امر عدمى است؛ و عدم، چیزى نیست که آفریدگارى داشته باشد.

یا این که مى گوییم: نیش زنبور عسل و چنگال درندگان شر است؛ در حالى که ما خودمان را محور قرار مى دهیم و چنین قضاوتى مى کنیم. امّا اگر زنبور را در نظر بگیریم مى بینیم نیش براى او یک وسیله دفاعى است، تا مهاجمان را از خود دور کند؛ و دندان و چنگال درندگان وسیله صید و تغذیه است و براى آنها جنبه حیاتى دارد؛ پس خیر است. به این ترتیب بسیارى از موجودات به خاطر تفکّر خودمحورى ما، شکل شرور به خود گرفته اند.

گاه نیز جهل ما سبب مى شود که اشیایى را به خاطر عدم آگاهى بر فوائد آنها شر بدانیم. مثلا ممکن است ما وجود میکروب ها را شر بدانیم، چرا که موجب بیمارى اند؛ امّا اگر به نظریه بعضى از دانشمندان توجّه کنیم که میکروب هاى بیمارى زا، سلّول هاى بدن انسان را به یک مبارزه دائم دعوت مى کنند؛ و در این مبارزه، سلّول ها فعّال تر، و داراى رشد و نمو بیشترى مى شوند؛ به طورى که اگر میکروب ها نبودند شاید اندام یک انسان به طور متوسط بیش از هشتاد سانتیمتر! نبود؛ - آنهم اندامى ضعیف و ناتوان - در این صورت قبول مى کنیم که اطلاق شر بر آنها زائیده جهل ما است.

به خصوص این که همان کس که میکروب را آفریده است؛ طرق مبارزه با آن را ـ در آنجا که دست به طغیان مى زنند ـ نیز آفریده است.این را نیز مى دانیم که امروزه از سمّ حیوانات، داروهاى شفابخشى تهیه مى کنند؛ و براى همین منظور بسیارى از مارها و سایر جانداران سمّى را پرورش مى دهند؛ پس نیش و سموم آنها شرّ مطلق نیست. (2)

 

پی نوشت:

(1). بعضى این عقیده را مربوط به مزدک و پیروان او مى دانند; و زردشت را موحّد شمرده اند.

(2). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1386 ه . ش‏، ج 3، ص 315.