علل غصب فدک در زمان خلافت عمر و ابوبکر و عثمان



پاسخ اجمالی:

از جمله علل غصب فدک، که حق اهل بیت(ع) بود، عبارت است از: 1- فدک یک امتیاز معنوى محسوب مى شد، و دلیل مقام و منزلت آنها در پیشگاه خدا و پیامبر(ص) به شمار مى آمد و سبب مى شد که مردم سایر آثار پیامبر(ص) به خصوص مسأله خلافت را نیز در این خاندان جستجو کنند. 2- مضیقه شدید اقتصادى، توان سیاسى آنها را تحلیل مى داد؛ چرا که وجود فدک مى توانست پشتوانه ولایت باشد، مانند اموال خدیجه(س) که پشتوانه نبوّت بود. 3- با بازگرداندن فدک، راهى باز مى شد که اهل بیت(ع) خلافت را نیز از آنها(خلفا) مطالبه کنند.


پاسخ تفصیلی:

گرفتن «فدک» از بانوى اسلامفاطمه زهرا(علیها السلام) مساله ساده اى نبود که تنها مربوط به جنبه مالى باشد، بلکه جنبه اقتصادى آن تحت الشعاع مسائل سیاسى حاکمبر جامعهاسلامى بعد از رحلت پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) بود، در حقیقت موضوع فدکرا نمى توان از سایر حوادث آن عصر جدا نمود، بلکه حلقه اى است از یک زنجیر بزرگ و پدیده اى است از یک جریان کلّى و فراگیر!

براى این غصب بزرگ تاریخ عوامل زیر را مى توان برشمرد:

1ـ غصب فدکدر دست خاندان پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) یک امتیاز بزرگ معنوى براى آنها محسوب مى شد، و این خود دلیل بر مقام و منزلت آنها در پیشگاه خداو اختصاص نزدیکى شدید به پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) به شمار مى آمد، به خصوص این که در روایات شیعهو اهل سنّت آمده است که به هنگام نزول آیه26 سورهاسراء: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»، پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را فراخواند و سرزمین فدکرا به او بخشید.

روشن است وجود فدکدر دست خاندان پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) با این سابقه تاریخى سبب مى شد که مردم سایر آثار پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) به خصوص مساله خلافتو جانشینى آن حضرت(صلى اللهعلیه وآله) را نیز در این خاندان جستجو کنند و این مطلبى نبود که طرفداران انتقال خلافتبه کسان دیگر بتوانند آن را تحمّل کنند.

2ـ این مساله از نظر بعد اقتصادى نیز مهم بود و روى بعد سیاسى آن اثر مى گذاشت؛ چرا که على(علیه السلام) و خاندان او اگر در مضیقه شدید اقتصادى قرار مى گرفتند توان سیاسى آنها به همان نسبت تحلیل مى رفت و به تعبیر دیگر وجود فدکدر دست آنان امکاناتى در اختیارشان قرار مى داد که مى توانست پشتوانه مساله ولایتباشد، همان گونه که اموال خدیجه(علیها السلام) پشتوانه اى براى پیشرفت اسلامدر آغاز نبوّت پیامبر اسلام(صلى اللهعلیه وآله) بود.

در همه دنیا معمول است هر گاه بخواهند شخص بزرگ، یا کشورى را منزوى کنند او را در محاصره اقتصادى قرار مى دهند که در تاریخ اسلامدر داستان «شعب ابوطالب» و محاصره شدید اقتصادى مسلمین از سوى مشرکان قریشآمده است.

3ـ اگر آنها حاضر مى شدند فدکرا به عنوان میراث پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) و یا بخشش و هدیه آن حضرت به فاطمه زهرا(علیها السلام) در اختیار آن حضرت قرار دهند راهى باز مى شد که مساله خلافترا نیز از آنها مطالبه کند.

این نکته را دانشمند معروف اهل سنّت «ابن ابى الحدید معتزلى» در شرح «نهج البلاغه» به طرز ظریفى منعکس کرده است.

او مى گوید: من از (استادم) «على بن فارقى» مدرّس مدرسه بغداد سوال کردم: آیا فاطمه(علیها السلام) در ادعاى مالکیت فدکصادق بود؟

گفت: آرى.

گفتم: پس چرا خلیفه اوّل فدکرا به او نداد، در حالى که فاطمه نزد او راستگو بود؟

او تبسمى کرد و کلام لطیف و زیبا و طنزگونه اى گفت، در حالى که هرگز عادت به شوخى نداشت، گفت:

«لَوْ اَعْطاها الْیَوْمَ فَدَکاً بِمُجَرَّدِ دَعْواها لَجائَتْ اِلَیْهِ غَداً وَ ادَّعَتْ لِزَوْجِهَا الْخِلافَهَ وَ زَحْزَحَتْهُ مِنْ مَکانِهِ، وَ لَمْ یُمْکِنُهُ الاِعْتِذارُ وَ الْمُدافِعَهُ بِشَیْ لاَِنَّهُ یَکُونُ قَدْ اَسْجَلَ عَلى نَفْسِهِ بِاَنَّها صادِقَهٌ فِیما تَدَّعِیهِ، کائِناً ما کانَ، مِن غَیْرِ حاجَه اِلى بَیِّنَه»؛ (اگر ابى بکر آن روز فدکرا به مجرد ادعاى فاطمه(علیها السلام) به او مى داد، فردا به سراغش مى آمد و ادعاى خلافتبراى همسرش مى کرد! و وى را از مقامش کنار مى زد، و او هیچ گونه عذر و دفاعى از خود نداشت، زیرا با دادن فدکپذیرفته بود که فاطمه(علیها السلام) هر چه را ادعا کند راست مى گوید، و نیازى به بیّنه و گواه ندارد).

سپس ابن ابى الحدید مى افزاید: این یک واقعیت است، هر چند استادم آن را به عنوان مزاح مطرح کرد.(1)

این اعتراف صریح از دو دانشمند اهل سنتشاهد زنده ای جهت( بار سیاسی) داستان مذکور است.

اهمیّت فدکدر اذهان عمومى مسلمین تا آن اندازه بود که در بعضى از تواریخ آمده: در عصر متوکل عباسى قبل از آن که فدکاز دست بنى فاطمه(علیهم السلام) گرفته شود خرماى محصول آن را در موسم حجبه میان حجاجمى آوردند و آنها به عنوان تیمن و تبرکبا قیمت گزافى آن را مى خریدند.(2)

 

پی نوشت:

(1). ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، جلد 4، صفحه 78.

(2). گردآوری از کتاب: زهرا(ع) برترین بانوى جهان‏، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، انتشارات سرور، قم، 1388 ه.ش، ص 111 و 120.